این گزارش را برای هشتمین شمار ه مجله ی مونوریل که با موضوع جهانگردی به چاپ رسید تهیه کرده بودم
مالزی کشور جهانگردهای جوان با کولهپشتیهای بزرگ و سنگین است. آنها را به ندرت میتوان در مراکز خرید و خیابانهای پر زرق و برق کوالالامپور دید. بهطور کلی کوالالامپور برای این گروه از جهانگردها محل گذر است و آنها تنها به دیدن محلههای قدیمی مثل خیابان پلالینگجایا ، پاسارسِنی و اطراف آن بسنده میکنند. در این مناطق گاهی دختران ریزنقشی را میتوان دید که کولهپشتیهایی هموزن خودشان به دوش میکشند؛ کولههای بزرگی که گاهی حجم فیزیکیشان را در برمیگیرد و صحنهی فانتزی از یک کولهی دو پای متحرک را تداعی میکند که در اطراف معابد و دکههای خردهفروشی محلهی چینیها قدم میزند. یا جوانان غربی که در رستورانهای محلی و ارزانقیمت شهر عجیبترین غذاهای چینی را می خورند و سوپکله ماهی را به استیک ترجیح میدهند.
سابقهی جهانگردی با کوله پشتی
این گروه از جهانگردها را به اصطلاح “Backpacker” مینامند. "بکپکرها" کسانی هستند که با حمل تنها یک یا دو کولهپشتی و با هزینهی کم از چند کشور دیدن میکنند. آنها از وسایل نقلیه عمومی استفاده میکنند و در مسافرخانهها و مهمانسراهای ارزانقیمت شب را میگذرانند. فرهنگ رایج در بین این گروه از جهانگردها آنها را به معاشرت و ارتباط با مردم عادی و بومی هر کشور سفارش میکند البته این نکتهای است که امروزه نقدهای زیادی به آن میشود چراکه نسل جدید ترجیح میدهند با سایر "بکپکرها" معاشرت کنند تا با مردم و این شیوه، هدف اصیل این نوع جهانگردی را که تجربه کردن فرهنگهای مختلف هر کشور بودهاست زیر سوال میبرد.
بحث پیرامون اولین "بکپکر" زیاد است و گروهی آن را به "جووانی فرانچسکو" نسبت میدهند. او یک ایتالیایی ماجراجو بود که در قرن 17 با وسایل نقلیهی عمومی ابتدا از کشورهای اروپایی دیدن کرد و سپس طی 5 سال مسافرتی به دور دنیا داشت. کتاب مشهور "دور دنیا در 80 روز" با الهام از خاطرات وی نوشته شده است.
آخرین گزارشهای به ثبت رسیده نشان میدهد که در دهههای 60 و 70 افراد زیادی تحت تاثیر فرهنگ هیپیگری دست از زندگی عادی میشستند و به مسافرت میپرداختند. مسیر قدیمی راه ابریشم از جمله مسیرهای مورد علاقه این "بکپکرها" بوده است. مسافرت در این مسیر تا اوایل دهه 80 ادامه داشته تا زمانی که ناامنی در افغانستان و امکان استفاده از بلیطهای ارزان قیمت هوایی و زمینی این جریان را متوقف میکند و به آن تغییر شکل میدهد.
سواحل مالزی؛ اطراقگاه اصلی
همیشه یک حس کنجکاوی درباره ی این گروه از توریستها وجود دارد که آنها چطور گاهی به تنهایی و فقط با حمل یک کولهپشتی سفر میکنند، کجا اقامت میکنند؟ چگونه هزینهی سفرشان را مدیریت میکنند و اساسن چطور با مشکلات ریز و درشت کنار میآیند؟
سواحل مالزی اطراقگاه اصلی این مسافران سبکبار است. آنها را به راحتی در مسافرخانههای ارزانقیمت و کلبههای چوبی سواحل لنکاوی، پینانگ، پرهانتیان و البته تیومان میتوان دید. جزیرهی تیومان به علت فاصلهی زیاد با سایر مراکز توریستی مالزی در لیست بازدید گردشگرانی که به طور معمول 1 تا 2 هفته را در این کشور می گذرانند قرار نمیگیرد. حال آنکه چند سال پیش این جزیره از طرف یکی از سازمانهای بینالمللی جهانگردی به عنوان ده جزیرهی زیبای دنیا معرفی شد و از جمله مکانهاییست که از چشم "بکپکرها" دور نمیماند و هر طور هست خودشان را به آنجا میرسانند تا چند روزی را در سواحل شنهای سفید و دریای بینظیرش سپری کنند.
شبهنگام، کافههای چوبی کنار ساحل پر میشود از جهانگردهای جوانی که از کشورهای مختلف آمریکا، استرالیا، نیوزلند و به ویژه کشورهای اروپایی دورهم جمع میشوند و تا نیمههای شب را به گپ و گفت میگذرانند. سوال "اهل کجا هستی؟"، "از کجا آمدهای و به کجا میروی" از جمله پرسشهای متداول برای آغاز یک گفتگوست.
در این جماعت با دو دختر جوان انگلیسی کمی گپ زدیم؛ مادلین 19 ساله و کاترین 24 ساله است با یکدیگر در تایلند آشنا شده و به مالزی آمده بودند.

چند وقت است که در سفر هستید؟
- مادلین: نزدیک به دو ماه و نیم. من سفرم را از ویتنام آغاز کردهام و بعد از دیدن لائوس و کامبوج به تایلند رفتم. در آنجا با کاترین آشنا شدم که قصد سفر به مالزی را داشت. با هم دوست شدیم و به این کشور آمدیم.
- کاترین: من سفرم را از تایلند آغاز کردهام. برادرم و دوستانش در این منطقه در حال سفر بودند که من هم تصمیم گرفتم به آنها بپیوندم. بعد از دیدن تایلند و مالزی به سنگاپور و از آنجا به اندونزی و فیلیپین خواهم رفت. خوشبختانه همسفر خوبی را در تایلند پیدا کردهام هر چند مادلین سفرش در سنگاپور به پایان میرسد و باید به انگلستان برگردد.
کتمان نمی کنم که از دیدن شما دو دختر جوان که به تنهایی بار سفر بستهاید تعجب کردهام. چطور شد که تصمیم به این کار گرفتید؟
- مادلین: من همیشه عاشق دیدن آسیا بودم. در شهری که من زندگی میکنم مردم زیادی از آسیا به خصوص با اصالت هندی و چینی زندگی میکنند که حضورشان در فرهنگ و رسوم ما تاثیر گذاشتهاست. شاید باورش سخت باشد اما مرغِکاری در لیست غذاهای ملی انگلستان ثبت شدهاست! من دوست داشتم خواستگاه این فرهنگها را ببینم و مالزی گزینهی خوبیست. هرچند خیلی دوست دارم در آینده به هند و چین هم سفر کنم.
- کاترین: من سه سال بود که در یک شرکتی به عنوان حسابدار کار میکردم. همانطور که گفتم آمدن برادرم و دوستانش مرا به شدت وسوسه کرد و تصمیم گرفتم کارم را رها کنم و مدتی را در سفر بگذرانم. باید اعتراف کنم که سواحل مالزی و تایلند بسیار زیباتر از تصاویری بود که از تلویزیون و در کتابها دیده بودم هر چند باید بگویم که ارزان بودن و سادگی سفر در کشورهای این منطقه از مهمترین دلایلی است که من اکنون این جا هستم. من پیش از این هم طی یک سفر سهماهه بسیاری از کشورهای اروپا را دیدهام و سفری هم به آفریقا داشتهام.
- مادلین: درست است. من هم پس از اتمام مدرسه، یک ماه در رستورانی کار کردم و تمام پولم را پسانداز کردم. با خودم فکر کردم که با این پول میتوانم یک ماه در آمریکا بگردم و یا به استرالیا بروم اما در عوض منطقهی جنوب شرق آسیا را انتخاب کردم چرا که میتوانستم با همان هزینه در سه ماه از چند کشور دیدن کنم.
