۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۷

نکته ی سوم این است که مسلمانان مالزی اصولا اهل چون و چرا درباره ی مسائل مذهبی نیستند.  برای مثال درگفتگویی که با دوست مالایی ام داشتم متوجه شدم در دوران دبستان، سوال کردن وی درباره ی شمایل خداوند و چرایی یک حکم مذهبی، از طرف معلم دینی مدرسه اش کاملا مردود دانسته شده است. دوستم می گفت اولیایش را به خاطر سوال های کافرمابانه ی وی به مدرسه فراخواندند چرا که پرسش در امور الهی گناه محسوب می شود. حال آنکه در کتب دینی مقطع دبیرستان، به ما می آموختند که با فلسفه بافی و برهان هایی چون برهان نظم و علیت به رد و بعد اثبات خداوند بپردازیم. هر چند این برهان ها در نزد بسیاری از اهل فلسفه مشکل ساختاری دارند و اساسا پرسشی را پاسخ نمی دهند اما منظور من بیان تفاوتی ست که در ساختار دو جامعه در مواجه با "چرا"های مذهبی وجود دارد.

 

دانش آموزان یک مدرسه اسلامی در کوالالامپور

 

مثال ساده ی دیگر نحوه ی برخورد مسلمان مالزی با درگذشتگان است. مالایی ها با لباس های مرتب و تمییز که اکثرا رنگی هستند در مجالس خاکسپاری و ختم حضور می یابند. آنها گریه کردن بر سر مزار را نوعی نا سپاسی تلقی می کنند چرا که معتقدند فرد متوفی نزد معبود رفته و گریه بر حال او خطاست. با گوش های خودم شنیدم که هم وطنی این جماعت را به خاطر بی معرفتی و بی احساسی مورد سرزنش قرار می داد و با طمطراق به فرهنگ مرده پرستی اقوامش می بالید. دانستن این تفاوت های رفتاری که در بعضی موارد ریشه در اعتقادات سنی و شیعه نیز دارد به ما کمک می کند تا با اسلام در مالزی بیشتر آشنا شویم. 

 

نکته چهارمی که در این نوبت به آن اشاره می کنم شانس همزیستی مسلمانان مالزی با سایر ادیان به ویژه ی مذاهب غیر الهی ست. در اکثر کشور های دنیا مردم بر اساس اعتقاد های مذهبی محله های یک شهر را تقسیم بندی می کنند؛ محله ی مسیحی ها، محله ی مسلمان ها، محله یهودی ها و ...  . همزیستی مسالمت آمیز مسلمان مالزیایی در کنار همسایه ی بودایی و یا هندو، ریشه در روحیه ی صلح طلبانه  و غیر متعصابه این قوم دارد.

 

به هیچ وجه منکر بعضی اختلافات و تنش های مذهبی در بین مردم مالزی نیستم اما بنا بر آمار و تجربه ی زندگی چهارساله در این کشور، درصد این اختلاف ها را بسیار ناچیز و قابل اغماض می دانم. مسلمان مالزی آموخته اند که چطور با وجود اختلافات بنیادی مذهبی ( خدا به عنوان خالق و دنیای آخرت پس از مرگ)  در کنار پیروان سایر مذاهبی چون بودیسم، هندوسیم، تائویسم و حتی اقوام بدوی بدون مذهب، زندگی صلح آمیزی داشته باشند حال آنکه متاسفانه هزاران کیلومتر دور از ایران، هستند هموطنانی که اختلاف های جزئی شیعه و سنی را هم تاب نمی آورند. 

 

 

 

چند دانش آموز در مراسم روز استقلال مالزی

مسلمانان مالزی در کنار سایر مذاهب و نژادها دموکراسی را تمرین می کنند

 

هدف من از این نوشته ها نقد و یا طرفداری از هیچ مذهبی نیست . این نوشته هیچ ارتباطی نیز با تفکرات مذهبی من ندارد چرا که اعتقادات دینی را از جمله مسایل شخصی و خصوصی انسان ها می دانم و از طرفی به حساسیت های قومی، نژادی و مذهبی مردم آگاهم. هدف تنها شناختن و عمیق تر نگاه کردن به تفاوت های حضور یک دین در دو جامعه ست.  شناختی که گاهی به ما کمک می کند عادت ها و رفتارهای منفی و مثبت خودمان را بهتر بشناسیم و در رفع و یا بهبود آن بکوشیم.  

 

در نوبت بعد قصد دارم به معرفی "اسلام حضاری" که خود مبحث قابل تاملی ست بپردازم. اسلام حضاری کلید موفق مسلمان های مالزی در مواجه با مدرنیسم است.

 

چندمطلب مرتبط

-اسلام در مالزی (قسمت اول)

- چند همسری در مالزی

- مدارس اسلامی در مالزی

-کوتاه کردن مو

- عقدکنان در مسجد پوتراجایا

-مکتب خانه

۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۷

برای بیشتر ایرانیان نوع اسلام و اعتقادات دینی مسلمانان مالزی گاهی کمی عجیب و متفاوت به نظر می رسد؛ اینکه چطور یک مالایی زندگی مدرن و سنتی خود را با تفکرات اسلامی اش پیش می برد و به ظاهر مشکلی با آن ندارد. از نظر من علت این موضوع به طور کلی به چهار نکته مهم برمی گردد. البته ممکن است نکات دیگری در این میان وجود داشته باشد که از دوستان مالزی نویس و یا علاقمند به موضوع خواهش می کنم خوانندگان این وبلاگ را از شنیدن و دانستن آنها محروم نکنند.  

 

اول اینکه باید بدانیم اسلام برخلاف ورودش به کشورهای دیگر دنیا، حدود 150 تا 200 سال پیش، از طریق بازرگانان به مردم این منطقه معرفی شده است.  در واقع مردم مالزی پیش از ورود اسلام، پیرو مذاهب بومی بودند و نه ادیان الهی چون مسیحیت، یهودیت و یا زرتشتی که همه به یک خدا به عنوان خالق و دنیای پس از مرگ اعتقاد دارند. سلطان مظفر شاه اول -حاکم استان کداح- اولین فردی ست که در قرن 12 در این کشور به اسلام رو آورده است و ازدواج سلطان استان ملاکا با یک دختر مسلمان از شهر پاسای که امروزه جزو کشور اندونزی ست، نقطه ی شروع و گسترش اسلام در مالزی عنوان شده است.  

 

اسلام در مالزی افت و خیز های تاریخی چون  جنگ ، خونریزی و یا قحطی را تجربه نکرده است.  دینی ست که با صلح وارد این سرزمین شده و با صلح به حیات خود ادامه داده است. در واقع در طول تاریخ نه چنان کهن این کشور، تفکرات کمونیستی مهاجمان ژاپنی، بزرگترین تهدید و خطر جدی برای اسلام بوده است و حتی استعمارگران انگلیسی نیز محدودیت شدیدی برای اعتقادات مذهبی مسلمانان مالزی ایجاد نکرده اند.

 

جمعی از زنان مالزی در مراسم "مو کوتاه کردن" کودک تازه به دنیا آمده

 

دوم نکته این است که مردم مالزی از آنجایی که دور از منطقه خاورمیانه زندگی می کنند، اسلام را تا حدود زیادی با فرهنگ و آداب و سنن شرقی و بومی خود درآمیخته اند. جالب است بدانیم که تا سال 1970 حجاب اساسا جز آداب مرسوم مسلمان مالزی نبوده است. البته تلاش های زیادی در این اواخر صورت گرفته تا مردم را با آموزه های دینی آشنا کنند و تا حد زیادی فرهنگ و رسوم عربی را بر زندگی مسلمانان این کشور قالب کنند. تا جاییکه بسیاری از جوانان تفاوت های فرهنگ عربی و اسلامی را از هم تمییز نمی دهند.

 

برای مثال تعداد زیادی از مسلمانان مالزی جهت از بین بردن آلام روحی و فیزیکی خود همچنان نزد شَمَن ها می روند و از آنها می خواهند با خواندن قرآن و انجام بعضی حرکات عجیب، ارواح خبیثه را از جسمشان دور کنند. شَمَنیسم از جمله اعتقاد های سنتی بسیار قدیمی ست که سابقه در قبل از تولد اسلام دارد و به طور کلی در اعتقاد های بومی آسیایی - به ویژه شرق آسیا- تاثیر زیادی گذاشته است.  

 

از آنجا که خودم شخصا مطالب طولانی در وبلاگ ها را نمی خوانم دو نکته ی دیگر را در پُست بعدی خدمتتان عرض می کنم.

 

چندمطلب مرتبط

- چند همسری در مالزی

- مدارس اسلامی در مالزی

-کوتاه کردن مو

- عقدکنان در مسجد پوتراجایا

-مکتب خانه

۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۷

اساس عکاسی خبری با عکاسی به معنی عام  در سطوح مختلف تفاوت دارد. درحالیکه یک عکس تنها نمایش دهنده یک سوژه است، عکس خبری می کوشند با نمایش آن سوژه بیان کننده ی یک خبر باشد. درواقع عکس خبری با به تصویر کشیدن یک رخداد ورزشی، آتش سوزی و یا یک مراسم اعطای جایزه به مخاطب امکان آن را می دهد تا پیش از خواندن مطلب در جریان اتفاق افتاده قرار بگیرد.  

 

تحلیل عکس خبری   

تحلیل عکس های خبری بهترین روش برای تازه کاران علاقه مند به عکاسی خبری ست. برای مثال عکس مشهور آتش نشانی که جنازه ی کودکی را درجریان بمب گذاری  Oklahoma سال 1995 در آغوش  گرفته است.     

 

چاراز پورتر در این عکس نه تنها هولناکی فاجعه، بلکه دلسوزی و مسئولیت پذیری گروه نجات را نیز به تصویر کشیده است. این عکس در زمانی کوتاه، داستان دردناک و کاملی را به مخاطب منتقل می کند، اشک از دیدگانشان جاری می سازد و بیش از خواندن یک گزارش مخاطب را در جریان این بی عدالتی و اندوه قرار می دهد. 

 

عکس مشهور چارلز پورتر از آتش نشانی که  جنازه کودک را درآغوش گرفته است.    

 

این عکس ثابت می کند که عکاسان آماتوری چون چالز نیز می توانند در عرصه عکاسی خبری حضور داشته باشند. باید بدانیم که ما در عکاسی خبری همیشه با چنین وقایع تراژیکی روبرو نیستم اما اصول عکاسی خبری برای حرفه ای و تازه کارها یکی ست و آن انتقال خبر از طریق تصویر است.  

 

چهره ی مردم در جریان یک رخداد جز تاثیرگذارترین تصاویر در عکاسی خبری ست. سردبیران این عکس ها را می پسندند. چهره ی مردم می تواند احساس آنها را به مخاطب منتقل کند. در واقع بیان این نکته به عکاسان تازه کار یادآور می شود که همیشه در کنار عکاسی از یک اتفاق خبری، از چهره ی مردم غافل نشوند.  

 

اخلاق در عکاسی خبری  

یک عکاس غیر خبری می تواند با قراردادن سوژه در یک مکان مشخص و حذف بعضی از اقلام در پردازش کامپیوتری، تصاویر هنری و فریبنده ای از یک سوژه ثبت کند.  اما عکاس خبری فرصت سرو کله زدن با یک سوژه را ندارد. از طرفی این عکاسان براساس کد های اخلاقی این حرفه موظف هستند واقعیت یک خبر را همان طور که اتفاق افتاده و دیده اند به تصویر بکشند. تغییر و دستکاری یک عکس خبری از اعتماد بیننده به عکاس می کاهد. در واقع یک عکس جعلی ممکن اعتبار عکاس و موسسه انتشار دهنده  را خدشه دار کند. 

 

عکس جعلی لیو ویکیانگ که موجب استعفای سردبیر  روزنامه ی داکینگ چین شد   

 

مسئولیت های اولیه در عکاسی خبری 

مسئولیت های اولیه یک عکاس خبری به مراتب بیش تر از یک عکاس معمولی ست که شامل: 

-درمیان گذاشتن ایده های بکر خبری با خبرنگار حوزه ی مربوطه

-مشاوره با دبیر بخش عکس

-پردازش تصویر

-برنامه ریزی برای پروژه های عکاسی

-نوشتن شرح عکس    

 

وارد شدن به حرفه ی عکاسی خبری  

هرچند عکاسان تازه کار با تهیه تصاویری با محتوای خبری می توانند این حرفه را به صورت تجربی دنبال کنند اما آموزش رسمی در این زمینه بهترین انتخاب برای شروع فعالیت در عرصه ی عکاسی خبری ست. بسیاری از دانشگاه  ها عکاسی خبری را به مدت چهار سال به علاقه مندان تدریس می کنند و در این دوره اخلاق حرفه ای، جریان های قانونی مربوطه و البته تکنیک و فنون عکاسی خبری را به دانشجویان می آموزند.     

 

 

امی ویتال –عکاس خبری- در حال صحبت با دانشجویان عکاسی خبری در چین   

 

کارآموزی در روزنامه ها و مجلات به تازه کاران فرصت تجربه کردن های زیادی را می دهد. رقابت برای به دست آوردن این فرصت بسیار تنگاتنگ است و دانشجویانی که از تکنیک بهتری برخوردارند اغلب شانس بیشتری نیز خواهند داشت. گاهی دبیران عکس فرصت های خوبی در اختیارعکاسان با ذوق و مستعد می گذارند. همیشه در نظر داشته باشید گفتن واقعیت و روایت صادقانه یک واقعه خبری شرط اول  در عکاسی خبری ست.  

 

از مطالب ترجمه شده در سایت همشهری آنلاین

۳ ارديبهشت ۱۳۸۷

ازدواج در آیین بودایی بسیار ساده است و رسم و رسوم خاصی ندارد چرا که بودا ازدواج را امر مقدسی عنوان نکرده است. در واقع در بین پیروان بودایی ازدواج یک آیین اجتماعی ست و نه مذهبی. 

 

تنها نکته ای که از زبان بودا در مورد ازدواج شنیده شده است همانا لزوم برابری زن و مرد و احترام دوطرفه زوجین در زندگی زنا شویی ست. همین یک عبارت کوتاه در دورانی که زن ها در هندوستان از نابرابری و ناملایمت های بسیاری رنج می بردند نکته بسیار برجسته و قابل توجهی ست.  

 

مانعی برای ازدواج یک بودایی با پیروان سایر مذاهب وجود ندارد و از آنجایی که رسم خاصی نیز مقرر نشده، این مراسم بسته به کشور و آیین رایج در آن به اشکال مختلف اجرا می شود. هیچ روز و ساعتی برای عدم برگزاری مراسم ازدواج یک بودایی وجود ندارد و در واقع آن ها می توانند هر ساعتی و هر روزی در سال ازدواج خود را به ثبت برسانند .  بعضی از زوج ها بعد از ثبت رسمی در دفاتر مربوطه به منظور تبرک و عبادت به معبد می روند.  

 

چند وقت پیش بدون داشتن این اطلاعات برای عکاسی به معبدی در کوالالامپور رفتم. یکشنبه بود و چند زوج در محوطه معبد در حال قدم زدن بودند. از دفتری که برای ثبت ازدواج در ساختمانی جدا تعبیه شده بود مستقیما به سمت گروهی از راهبان بودایی می رفتند تا برای خوشبختی و سعادتشان دعا کنند. مهمان ها - اگر اصلا کسی آمده بود- دور آنها روی زمین می نشستند و همراه راهبان دعا می کردند.  

 

زوج ها بعد از اتمام  دعا،  از کاسه ی آبی که در طول مدت نیایش رو به روی مجسمه ی بودا قرار داشت کمی می نوشیدند و مابقی را راهبی به گلبرگ های گل آغشته می کرد و بر سر آنها و مهمان هایشان می پاشید. در پایان، عروس و داماد به پند و اندرز های راهب دیگری در باب ازدواج و لزوم مسئولیت پذیری، پاکدامنی و ایمان گوش فرا می دادند و ... دیگر هیچ.   

این یک ازدواج به سبک بودایی ست.

 

عروس منتظر داماد است تا برای عبادت نذر راهبان معبد بروند

 

 راهب بعد از نیایش زوج و همراهانش را با گل آغشته به آب مقدس تبرک می کرد

 

 عروس و داماد در حال گوش دادن به نصایح یک راهب درباره ی ازدواج هستند

 

یک عکس خانوادگی با عروس و داماد  

۲ ارديبهشت ۱۳۸۷

چندی ست دوباره این آواز را با تمام وجود گوش می کنم؛ کلمه به کلمه، بیت به بیت. نمی دانم قدرت کلام سعدی است و یا جادوی صدای شجریان  که این چنین من را مشتاق شنیدنش می کند.

طنین صدایش چنان با معنای هر کلمه تغییر می کند که گویی دیگر نیازی به تفسیر آن نیست. چقدر فضای شعر به زمانه ی ما نزدیک است و یا نه، ایران ماست که همیشه آینه ی تمام نمای شعر هایی از این دست بوده و هست .

 

جزای انکه نگفتیم شکر روز وصال
شب فراق نخفتیم لاجرم زخیال

دگر به گوش فراموش عهد سنگین دل

پیام ما که رساند مگر نسیم شمال

غزال اگر به کمند اوفتد عجب نبود
عجب فتادن مرد است در کمند غزال

جماعتی که نظر را حرام می گویند
نظر حرام بکردند و خون خلق حلال

تو بر کنار فراتی ندانی این معنی
به راه بادیه دانند قدر اب زلال

به خاک پای تو داند که تا سرم نرود
ز سر بدر نرود همچنان امید وصال

حدیث عشق چه حاجت که بر زبان اری
به اب دیده خونین نوشته صورت حال

به ناله کار میسر نمی شود سعدی
ولیک ناله ی بیچارگان خوش است بنال

"سعدی"

 

باغ پروانه در کوالالامپور